پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۱

نی نگر با اهل دل هر دم به معنی در سخن

بشنو از وی ماجرای خویش بی خویشتن

بلبل بستانسرا بین در چمن دستانسرا

و او چو من دستان زن بستانسرای انجمن

گر در اسرار زبان بی زبانان می‌رسی

بی زبانی را نگر با بی زبانان در سخن

مطرب بی برگ بین از همدمان او را نوا

نالهٔ نایش نگر در پردهٔ دل چنگ زن

پستهٔ خندان شکر لب چون نباتش می‌نهند

از چه هر دم می‌نهند از پسته قندش در دهن

ای که چون نی سوختی جانم چو نی را ساختی

تا که فرمودت که هر دم آتشی در نی فکن

همچو من بی دوستان در بوستانش خوش نبود

زان بریده‌ست از کنار چشمه و طرف چمن

راستی را گوئی از شیرین زبانی طوطیست

هر نفس در شکرستان سخن شکّر شکن

گفتم آخر بازگو کاین نالهٔ زارت ز چیست

گفت خواجو من نیم هر دم چه می‌پرسی ز من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۳سنبل سیه بر سمن مزن
  2. شمارهٔ ۲۱۴خطّ زنگاری نگر از سبزه برگرد سمن
  3. شمارهٔ ۲۱۵ای زلف تو زنجیر دل حلقه ربایان
  4. شمارهٔ ۲۱۶ای کفر سر زلف تو غارتگر ایمان
  5. شمارهٔ ۲۱۷زهی خطی بخطا برده سوی خطّه ی چین
  6. شمارهٔ ۲۱۸یا رب ز باغ وصل نسیمی بمن رسان
  7. شمارهٔ ۲۱۹ای ز سنبل بسته شادروان مشکین بر سمن
  8. شمارهٔ ۲۲۰خوشا چشمی که بیند روی ترکان
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.