پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۲

سرو را گل بار نبود گر بود نبود چنین

سرو گل رخسار نبود ور بود نبود چنین

دیدمش وی بر سر گلبار و گفتم راستی

سرو در گلبار نبود ور بود نبود چنین

طرّه هندوش بین کاندر همه هندوستان

هندوئی طرّار نبود ور بود نبود چنین

درختن چون زلف چین برچین مشک آسای او

نافه ی تاتار نبود و بود نبود چنین

مرده ی بیمار چشم مست مخمور توام

مرده ئی بیمار نبود ور بود نبود چنین

فتنه ی بیدار مستان نرگس پرخواب تست

خفته ئی بیدار نبود ور بود نبود چنین

با وجود مردم آزاری چو چشم آهویت

مست مردم دار نبود ور بود نبود چنین

جز لب یاقوت شکر بار شورانگیز تو

لعل شکّر بار نبود ور بود نبود چنین

دوش خواجو چون عذارت دید گفت اندر چمن

هیچ گل بی خار نبود ور بود نبود چنین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۴خطّ زنگاری نگر از سبزه برگرد سمن
  2. شمارهٔ ۲۱۵ای زلف تو زنجیر دل حلقه ربایان
  3. شمارهٔ ۲۱۶ای کفر سر زلف تو غارتگر ایمان
  4. شمارهٔ ۲۱۷زهی خطی بخطا برده سوی خطّه ی چین
  5. شمارهٔ ۲۱۸یا رب ز باغ وصل نسیمی بمن رسان
  6. شمارهٔ ۲۱۹ای ز سنبل بسته شادروان مشکین بر سمن
  7. شمارهٔ ۲۲۰خوشا چشمی که بیند روی ترکان
  8. شمارهٔ ۲۲۱زبان خامه نتواند حدیث دل بیان کردن
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.