پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۹

ای غمزه ی جادویت افسونگر بیماران

وی طرّه هندویت سر حلقه ی طرّاران

رویت بشب افروزی مهتاب سحر خیزان

زلفت بدلاویزی دلبند جگر خواران

گوئیکه دو ابرویت بیمار پرستانند

پیوسته دو تا مانده از حسرت بیماران

جان آن نبود کو را نبود اثر از جانان

یار آن نبود کو را نبود خبر از یاران

چون دود دلم بینی اندیشه کن از اشکم

چون ابر پدید آید غافل مشو از باران

تا پیر خراباتت منظور نظر سازد

در دیده ی مستان کش خاک در خمّاران

جز عشق بتان نهیست در ملت مشتاقان

جز کیش مغان کفرست در مذهب دینداران

یوسف که بهر موئی صد جان عزیز ارزد

کی کم شو از کویش غوغای خریداران

خواهد که کند منزل بر خاک درش خواجو

لیکن نبود جنت مأوای گنه کاران

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۱نی نگر با اهل دل هر دم به معنی در سخن
  2. شمارهٔ ۲۱۲سرو را گل بار نبود گر بود نبود چنین
  3. شمارهٔ ۲۱۳سنبل سیه بر سمن مزن
  4. شمارهٔ ۲۱۴خطّ زنگاری نگر از سبزه برگرد سمن
  5. شمارهٔ ۲۱۵ای زلف تو زنجیر دل حلقه ربایان
  6. شمارهٔ ۲۱۶ای کفر سر زلف تو غارتگر ایمان
  7. شمارهٔ ۲۱۷زهی خطی بخطا برده سوی خطّه ی چین
  8. شمارهٔ ۲۱۸یا رب ز باغ وصل نسیمی بمن رسان
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.