پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۷

بلبل خوش سرای شد مطرب مجلس چمن

مطربه ی سرای شد بلبل باغ انجمن

خادم عیشخانه کو تا بکشد چراغ را

زانک زبانه می زند شمع زمرّدین لگن

ساقی دلنواز گو داد صبوحیان بده

مطرب نغمه سازگو راه معاشران بزن

هر سحری که نسترن پرده ز رخ برافکند

باد صبا ببوی گل رو بچمن نهد چو من

نیست مرا بجز بدن یک سر موی در میان

نیست ترا بجز میان یک سر موی بر بدن

ای چو تن منت میان بلکه در آن میان گمان

وی چو دل منت دهان بلکه در آن دهان سخن

هیچ ندید هر که او هیچ ندید از آن میان

هیچ نگفت هر که او هیچ نگفت از آن دهن

روز جزا چو از لحد بر عرصاتم آورند

خون جگر فرو چکد گر بفشاریم کفن

مرغ ببوی نسترن واله و مست می شود

خواجو از آنک سنبلش بوی دهد بنسترن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۹ای غمزه ی جادویت افسونگر بیماران
  2. شمارهٔ ۲۱۰هر زمان آهنگ بیزاریش بین
  3. شمارهٔ ۲۱۱نی نگر با اهل دل هر دم به معنی در سخن
  4. شمارهٔ ۲۱۲سرو را گل بار نبود گر بود نبود چنین
  5. شمارهٔ ۲۱۳سنبل سیه بر سمن مزن
  6. شمارهٔ ۲۱۴خطّ زنگاری نگر از سبزه برگرد سمن
  7. شمارهٔ ۲۱۵ای زلف تو زنجیر دل حلقه ربایان
  8. شمارهٔ ۲۱۶ای کفر سر زلف تو غارتگر ایمان
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.