پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۴

ای شام زلفت بتخانه ی چین

مشک سیاهت بر لاله پرچین

بزم از عقیقت پر شهد و شکر

و ایوان ز رویت پر ماه و پروین

شمع شبستان بنشست برخیز

و آشوب مستان برخاست بنشین

سنبل برانداز از طرف بستان

ریحان برافشان از برگ نسرین

دلها ربایند اما نه چندان

دستان نمایند اما نه چندین

جز عشق دلبر مگزین که خوشتر

از ملک کسری مهر نگارین

مجنون نبودید جز عطر لیلی

خسرو نجوید جز لعل شرین

ویس ار ز رامین بیزار گردد

گل خار گردد در چشم رامین

بینم نشسته سروی در ایوان

یا مست خفته شمعی ببالین

یار از چه گردد با دوست دشمن

مهر از چه باشد با ذرّه در کین

خواجو چه خواهی اورنگ شاهی

گلچهر خود را نبگر خور آئین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۶گهیکه جان رود از چشم ناتوان بیرون
  2. شمارهٔ ۲۰۷بلبل خوش سرای شد مطرب مجلس چمن
  3. شمارهٔ ۲۰۸بعقل کی متصوّر شود فنون جنون
  4. شمارهٔ ۲۰۹ای غمزه ی جادویت افسونگر بیماران
  5. شمارهٔ ۲۱۰هر زمان آهنگ بیزاریش بین
  6. شمارهٔ ۲۱۱نی نگر با اهل دل هر دم به معنی در سخن
  7. شمارهٔ ۲۱۲سرو را گل بار نبود گر بود نبود چنین
  8. شمارهٔ ۲۱۳سنبل سیه بر سمن مزن
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.