پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۳

ز باد نکهت زلف دو تات می جوئیم

ز باده ذوق لب جان فزات می جوئیم

نسیم گلشن فردوس و آب چشمه ی خضر

بخاک پات که از خاک پات می جوئیم

بجست و جوی تو عمریکه نگذرد با دست

گمان مبر که ز باد هوات می جوئیم

جفا مجوی و میازار بیش ازین ما را

بدین صفت که بزاری وفات می جوئیم

اگر تو پیل برانی و اسب در تازی

چگونه رخ ننهیمت چو مات می جوئیم

خطا بود که نجوئی مراد خاطر ما

چرا که ما نه ز راه خطات می جوئیم

علاج درد مرا گفتمش خطی بنویس

جواب داد که خواجو دوات می جوئیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۵هندوی آن کاکل ترکانه می باید شدن
  2. شمارهٔ ۲۰۶گهیکه جان رود از چشم ناتوان بیرون
  3. شمارهٔ ۲۰۷بلبل خوش سرای شد مطرب مجلس چمن
  4. شمارهٔ ۲۰۸بعقل کی متصوّر شود فنون جنون
  5. شمارهٔ ۲۰۹ای غمزه ی جادویت افسونگر بیماران
  6. شمارهٔ ۲۱۰هر زمان آهنگ بیزاریش بین
  7. شمارهٔ ۲۱۱نی نگر با اهل دل هر دم به معنی در سخن
  8. شمارهٔ ۲۱۲سرو را گل بار نبود گر بود نبود چنین
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.