پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۱

هیچ می دانی که دیشب در غمش چون بوده ام

مرغ و ماهی خفته و من تا سحر نغنوده ام

بسکه آتش در جهان افکنده ام از سوز عشق

آسمانی در هوا از دود دل افزوده ام

پرده از خون جگر بر روی دفتر بسته ام

چشمه ی خونابه از چشم قلم بگشوده ام

کاسه ی چشم از شراب راوقی پر کرده ام

دامن جانرا بخون چشم جام آلوده ام

آستین بر کائنات افشانده ام از بیخودی

زعفران چهره در صحن سرایش سوده ام

دل بباد از بهر آن دادم که دارد بوی دوست

گرچه دور از دوستان باد هوا پیموده ام

چشم بد گفتم که یا رب دور باد از طلعتش

لیک چون روشن بدیدم چشم بد من بوده ام

ز آتش دل بسکه دوش آب از دو چشم خونفشان

در هوای شکّر حلوا گرش پالوده ام

تا بگوهر چشم خواجو را مرصّع کرده ام

مردم بحرین را در خون شنا فرموده ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۳ز باد نکهت زلف دو تات می جوئیم
  2. شمارهٔ ۲۰۴ای شام زلفت بتخانه ی چین
  3. شمارهٔ ۲۰۵هندوی آن کاکل ترکانه می باید شدن
  4. شمارهٔ ۲۰۶گهیکه جان رود از چشم ناتوان بیرون
  5. شمارهٔ ۲۰۷بلبل خوش سرای شد مطرب مجلس چمن
  6. شمارهٔ ۲۰۸بعقل کی متصوّر شود فنون جنون
  7. شمارهٔ ۲۰۹ای غمزه ی جادویت افسونگر بیماران
  8. شمارهٔ ۲۱۰هر زمان آهنگ بیزاریش بین
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.