پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۷

کی آمدی ز تتارای صبای مشک نسیم

بیا بیا که خوشت باد ای نسیم شمیم

دگر مگوی حدیث از نعیم و ناز بهشت

بهشت منزل یارست و وصل یار نعیم

چو روز حشر مرا از لحد بر انگیزند

هنوز شعله زند آتشم ز عظم زمیم

گمان مبر که تمنّای بنده سیم و زرست

نسیم تست مراد من شکسته نه سیم

فتاده است دلم در میان خون چون واو

کشیده زلف ترا در کنار جان چون جیم

از آن مرا ز دهان تو هیچ قسمت نیست

که نیست نقطه ی موهوم قابل تقسیم

بود بمعتقد عاقلان جهان محدث

برون ز عالم عشقت که عالمیست قدیم

بهر دیار که زینجا سفر کنم گویم

خوشا نشیمن طاوس و کوه ابراهیم

کنون چه فایده خواجو ز درس معقولات

که در ازل سبق عشق کرده ئی تعلیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۹برآمد بانگ مرغ و نوبت بام
  2. شمارهٔ ۲۰۰من ز دست دیده و دل در بلا افتاده‌ام
  3. شمارهٔ ۲۰۱هیچ می دانی که دیشب در غمش چون بوده ام
  4. شمارهٔ ۲۰۲گر شدیم از کویت ای ترک ختا باز آمدیم
  5. شمارهٔ ۲۰۳ز باد نکهت زلف دو تات می جوئیم
  6. شمارهٔ ۲۰۴ای شام زلفت بتخانه ی چین
  7. شمارهٔ ۲۰۵هندوی آن کاکل ترکانه می باید شدن
  8. شمارهٔ ۲۰۶گهیکه جان رود از چشم ناتوان بیرون
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.