پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۶

باز هشیار برون رفته و مست آمده ایم

وز می لعل لبت باده پرست آمده ایم

تا ابد باز نیائیم از پی آنک

مست جام لبت از عهد الست آمده ایم

از درت بر نتوان خاست از آنروی که ما

بر سر کوی تو از بهر نشست آمده ایم

با غم عشق تو تا پنجه در انداخته ایم

چون سر زلف سیاهت بشکست آمده ایم

سر مادار که سر در قدمت باخته ایم

دست ما گیر که در پای تو پست آمده ایم

بر سر کوی تو زینگونه که از دست شدی

ظاهر آنستکه آسانت بدست آورده ایم

عیب سرمستی خواجو نتوان کرد چو ما

باز هشیار برون رفته و مست آمده ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۸نسیم باد بهاری وزید خیز ندیم
  2. شمارهٔ ۱۹۹برآمد بانگ مرغ و نوبت بام
  3. شمارهٔ ۲۰۰من ز دست دیده و دل در بلا افتاده‌ام
  4. شمارهٔ ۲۰۱هیچ می دانی که دیشب در غمش چون بوده ام
  5. شمارهٔ ۲۰۲گر شدیم از کویت ای ترک ختا باز آمدیم
  6. شمارهٔ ۲۰۳ز باد نکهت زلف دو تات می جوئیم
  7. شمارهٔ ۲۰۴ای شام زلفت بتخانه ی چین
  8. شمارهٔ ۲۰۵هندوی آن کاکل ترکانه می باید شدن
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.