پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۳

دلداده‌ایم وز پی دلدار می‌رویم

با خون دیده و دل افگار می‌رویم

یاران به همتی مدد حال ما شوید

کز این دیار بی‌دل و بی‌یار می‌رویم

ما را به حال خود بگذارید و بگذرید

کز جورِ یار و غصّهٔ اغیار می‌رویم

گو پیر خانقاه بدان حال ما که ما

از خانقه به خانهٔ خمّار می‌رویم

منصوروار اگر ز اناالحق زدیم دم

این دم نگر که چون به سرِ دار می‌رویم

تا چشمِ می‌ْپرست تو بیمار خفته است

هر لحظه‌ای به پرسشِ بیمار می‌رویم

آزار می‌نمایی و بیزار می‌شوی

دریاب کز برِ تو به بازار می‌رویم

نی زر به دست مانده و نی زور در بدن

زاری‌کنان ز خاکِ درت زار می‌رویم

با چشم دُر نثار به اردوی ایلخان

مشنو که بهر اجری و ادرار می‌رویم

گفتی که هست چارهٔ بیچارگان سفر

چون چاره رفتن است به‌ناچار می‌رویم

خواجو چو یار وعدهٔ دیدار داده است

ما بر امید وعدهٔ دیدار می‌رویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۵نیست بی روی تو میل گل و برگ سمنم
  2. شمارهٔ ۱۹۶باز هشیار برون رفته و مست آمده ایم
  3. شمارهٔ ۱۹۷کی آمدی ز تتارای صبای مشک نسیم
  4. شمارهٔ ۱۹۸نسیم باد بهاری وزید خیز ندیم
  5. شمارهٔ ۱۹۹برآمد بانگ مرغ و نوبت بام
  6. شمارهٔ ۲۰۰من ز دست دیده و دل در بلا افتاده‌ام
  7. شمارهٔ ۲۰۱هیچ می دانی که دیشب در غمش چون بوده ام
  8. شمارهٔ ۲۰۲گر شدیم از کویت ای ترک ختا باز آمدیم
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.