پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۷

این چه بویست که از باد صبا می‌شنوم

وین چه خاکست کزو بوی وفا می‌شنوم

گر نه هدهد ز سبا باز پیام آورده‌ست

این چه مرغیست کزو حال سبا می‌شنوم

از کجا می‌رسد این قاصد فرخنده کزو

مژدهٔ آن مه خورشید لقا می‌شنوم

ای عزیزان اگر از مصر نمی‌آید باد

بوی پیراهن یوسف ز کجا می‌شنوم

می‌کنم ناله و فریاد ولی از در و کوه

سخن سخت به هنگام صدا می‌شنوم

نسبت شکل هلال و صفت قامت خویش

یک به یک زآن خم ابروی دو تا می‌شنوم

این چه رنجست کزو راحت جان می‌یابم

وین چه دردست کزو بوی دوا می‌شنوم

ای رفیقان من از آن سرو صنوبر قامت

به صفت راست نیاید که چه‌ها می‌شنوم

باد صبح از من خاکی اگرش گردی نیست

هر نفس زو سخن سرد چرا می‌شنوم

سخن آن دو کمانخانهٔ ابروی دو تا

نه به اندازهٔ بازوی شما می‌شنوم

هر گیاهی که ز خون دل خواجو رُسته‌ست

دم به دم زو نفس مهر گیا می‌شنوم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۹سلامی بجانان فرستاده ام
  2. شمارهٔ ۱۹۰ما جرعه چشانیم ولی خضرو شانیم
  3. شمارهٔ ۱۹۱عارض ترکان نگر در چین جعد مشک فام
  4. شمارهٔ ۱۹۲هر دم آرد باد صبح از روضه ی رضوان پیام
  5. شمارهٔ ۱۹۳دلداده‌ایم وز پی دلدار می‌رویم
  6. شمارهٔ ۱۹۴من همان به که بسوزم ز غم و دم نزنم
  7. شمارهٔ ۱۹۵نیست بی روی تو میل گل و برگ سمنم
  8. شمارهٔ ۱۹۶باز هشیار برون رفته و مست آمده ایم
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.