پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۴

نوبتی صبح برآمد ببام

نوبت عشّاق بگوی ای غلام

مرغ سحر در سخن آمد باز

ساز بر آواز خروسان بام

کوکبه ی قافله سالار صبح

باز رسید این نفس از راه شام

خادم ایوان در خلوت ببند

در حرم خاص مده بار عام

ای صنم سیم زنخدان ببار

از قدح سیم می لعل فام

صوفی اگر صافی ازین خم خورد

رخت تصوّف بفروشد تمام

حاجی اگر روی تو بیند مقیم

در حرم کعبه نسازد مقام

زمزم رندان سبوکش میست

بتکده و میکده بیت الحرام

نام جگر سوختگان چیست ننگ

ننگ غم اندوختگان چیست نام

آتش پروانه ی پر سوخته

نیست بجز پختن سودای خام

خیز و چو خواجو بصبوحی بشوی

جامه ی جان را بنم چشم جام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۶این چه بادست کزو بوی شما می شنوم
  2. شمارهٔ ۱۸۷این چه بویست که از باد صبا می‌شنوم
  3. شمارهٔ ۱۸۸تخفیف کن از دور من این باده که مستم
  4. شمارهٔ ۱۸۹سلامی بجانان فرستاده ام
  5. شمارهٔ ۱۹۰ما جرعه چشانیم ولی خضرو شانیم
  6. شمارهٔ ۱۹۱عارض ترکان نگر در چین جعد مشک فام
  7. شمارهٔ ۱۹۲هر دم آرد باد صبح از روضه ی رضوان پیام
  8. شمارهٔ ۱۹۳دلداده‌ایم وز پی دلدار می‌رویم
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.