پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۳

ما بدرگاه تو از کوی نیاز آمده ایم

بهوایت زره دور و دراز آمده ایم

قدحی آب که بر آتش ما افشاند

که درین بادیه با سوز و گداز آمده ایم

بینوا گرد عراق ارچه بسی گردیدیم

راست از راه سپاهان بحجاز آمده ایم

غسل کردیم بخون دل و از روی نیاز

بعبادتگه لطفت بنماز آمده ایم

تا نسیم سمن از گلشن جان بشنیدیم

همچو مرغ سحری نغمه نواز آمده ایم

بیش ازین برگ چمن بود چو بلبل ما را

شاهبازیم کنون کز همه باز آمده ایم

همچو محمود نداریم سر ملکت و تاج

که گرفتار سر زلف ایاز آمده ایم

تا چه صیدیم که در چنگ پلنگ افتادیم

یا چه کبکیم که در چنگل باز آمده ایم

برگ خواجو اگر از لطف بسازی چه شود

کاندریم راه نه با توشه و ساز آمده ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۵امروز که من عاشق و دیوانه و مستم
  2. شمارهٔ ۱۸۶این چه بادست کزو بوی شما می شنوم
  3. شمارهٔ ۱۸۷این چه بویست که از باد صبا می‌شنوم
  4. شمارهٔ ۱۸۸تخفیف کن از دور من این باده که مستم
  5. شمارهٔ ۱۸۹سلامی بجانان فرستاده ام
  6. شمارهٔ ۱۹۰ما جرعه چشانیم ولی خضرو شانیم
  7. شمارهٔ ۱۹۱عارض ترکان نگر در چین جعد مشک فام
  8. شمارهٔ ۱۹۲هر دم آرد باد صبح از روضه ی رضوان پیام
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.