پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۲

اشارت کرده بودی تا بیایم

بگو چون بی سر و بی پا بیایم

من شوریده دل را از ضعیفی

ندانی باز اگر فردا بیابم

گرم رانی بگو تا بازگردم

وگر خوانی بفرما تا بیایم

بهر منزل که فرمائی بدیده

چه جابلقا چه جابلسا بیابم

اگر برفست و گر باران نترسم

اگر با دست و گر سرما بیایم

اگر خواهی که با تن ها نباشم

نه با تن ها من تنها بیابم

وگر گوئی بیا تا قعر دریا

ز بهر لؤلؤ لالا بیایم

بدان جائی که گوهر می توان یافت

اگر کوهست و گر دریا بیایم

ایا کوی تو منزلگاه خواجو

چه فرمائی نیایم یا بیایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۴نوبتی صبح برآمد ببام
  2. شمارهٔ ۱۸۵امروز که من عاشق و دیوانه و مستم
  3. شمارهٔ ۱۸۶این چه بادست کزو بوی شما می شنوم
  4. شمارهٔ ۱۸۷این چه بویست که از باد صبا می‌شنوم
  5. شمارهٔ ۱۸۸تخفیف کن از دور من این باده که مستم
  6. شمارهٔ ۱۸۹سلامی بجانان فرستاده ام
  7. شمارهٔ ۱۹۰ما جرعه چشانیم ولی خضرو شانیم
  8. شمارهٔ ۱۹۱عارض ترکان نگر در چین جعد مشک فام
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.