پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۳

چشم پرخواب گشودی و ببستی خوابم

و آتش چهره نمودی و ببردی آبم

آنچنان تشنه لعل لب سیراب توام

کاب سرچشمه ی حیوان نکند سیرابم

دوش هندوی تو در روی تو روشن می گفت

که مرا بیش مسوزان که قوی در تابم

آرزو می کندم با تو شبی در مهتاب

که بود زلف سیاهت شب و رخ مهتابم

من مگر چشم تو در خواب ببینم هیهات

این خیالست من خسته مگر در خوابم

رفتم ار جان بدهم در طلبت عمر تو باد

ور بمانم شرف بندگیت دریابم

بوصالت که ره بادیه بر روی خسک

با وصالت نکند آرزوی سنجابم

راست چون چشم خوشت مست شوم در محراب

گر بود گوشه ی ابروی کژت محرابم

همچو خاک ره اگر خوار کنی خواجو را

بر نگردم ز درت تا چه رسد زین بابم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۵آید ز نی حدیثی هر دم بگوش جانم
  2. شمارهٔ ۱۷۶دل بدست غم سودای تو دادیم و شدیم
  3. شمارهٔ ۱۷۷آفتابست یا ستاره ی بام
  4. شمارهٔ ۱۷۸دوش می آمد نگار بر برم
  5. شمارهٔ ۱۷۹من بار هجر می کشم و ناقه محملم
  6. شمارهٔ ۱۸۰درد دل خویش با که گویم
  7. شمارهٔ ۱۸۱اهل دل را خبر از عالم جان آوردیم
  8. شمارهٔ ۱۸۲اشارت کرده بودی تا بیایم
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.