پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۰

چو نام تو در نامه ئی دیده ام

بنامت که بر دیده مالیده ام

بیاد زمین بوس درگاه تو

سراپای آن نامه بوسیده ام

زنام تو وان نامه ی نامدار

سربندگی بر نپیچیده ام

جز این یک هنر نیست مکتوب را

وگر هست باری من این دیده ام

که آنها که در روی او خوانده ام

جوابی ازو باز نشنیده ام

قلم چون سر یک زبانیش نیست

از آن نا تراشیده ببریده ام

ولی اینکه بنهاد سر بر خطم

ازو راستی را پسندیده ام

زبانم چو یارای نطقش نماند

زبانی ز نی بر تراشیده ام

بیا ای دبیر ار نداری مداد

سیاهی برون آور از دیده ام

چو زلف تو شوریده شد حال من

ببخشای بر حال شوریده ام

سیه کرده ام نامه از دود دل

سیه روتر از خامه گردیده ام

چو خواجو درین رقعه از سوز عشق

به نی آتشی تیز پوشیده ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۲مگر که صبح من امشب اسیر گشت بشام
  2. شمارهٔ ۱۷۳چشم پرخواب گشودی و ببستی خوابم
  3. شمارهٔ ۱۷۴عشق آن بت ساکن میخانه می گرداندم
  4. شمارهٔ ۱۷۵آید ز نی حدیثی هر دم بگوش جانم
  5. شمارهٔ ۱۷۶دل بدست غم سودای تو دادیم و شدیم
  6. شمارهٔ ۱۷۷آفتابست یا ستاره ی بام
  7. شمارهٔ ۱۷۸دوش می آمد نگار بر برم
  8. شمارهٔ ۱۷۹من بار هجر می کشم و ناقه محملم
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.