پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۹

دل گل زنده گردد از دم خم

گُل دل تازه گردد از نم خم

روح پاکست چشم عیسی جام

خون لعلست اشک مریم خم

تا شوی محرم حریم حرم

غوطه ئی خور بآب زمزم خم

در شبستان می پرستان کش

شاهد جام را ز طارم خم

خیز تا صبحدم فرو شوئیم

گل روی قدح بشبنم خم

شاهدان خمیده گیسو را

زلف پر خم کشیم در خم خم

داد عیش از ربیع بستانیم

بطلوع مه محرّم خم

جان خواجو اگر بوقت صبوح

همچو ساغر برآید از غم خم

می خامش بخاک برریزید

تا دگر زنده گردد از دم خم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۱باز چون بلبل بصد دستان ببستان آمدیم
  2. شمارهٔ ۱۷۲مگر که صبح من امشب اسیر گشت بشام
  3. شمارهٔ ۱۷۳چشم پرخواب گشودی و ببستی خوابم
  4. شمارهٔ ۱۷۴عشق آن بت ساکن میخانه می گرداندم
  5. شمارهٔ ۱۷۵آید ز نی حدیثی هر دم بگوش جانم
  6. شمارهٔ ۱۷۶دل بدست غم سودای تو دادیم و شدیم
  7. شمارهٔ ۱۷۷آفتابست یا ستاره ی بام
  8. شمارهٔ ۱۷۸دوش می آمد نگار بر برم
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.