پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۱

زهی گرفته خور از طلعت تو فال جمال

نشانده قدّ تو در باغ جان نهال جمال

نوشته منشی دوان صنع لم یزلی

بمشک بر ورق لاله ات مثال جمال

خیال روی تو تا دیده ام نمی رودم

ز دل جمال خیال و ز سر خیال جمال

چو روشنست که هر روز راز والی هست

مباد روی چو روز ترا زوال جمال

کسی که نیست چو من تشنه جمال حرم

حرام باد برو شربت زلال جمال

هوای یار همائی بلند پروازست

که در دلم طیران می کند ببال جمال

خرد چو دید که خواجو فدای او شد گفت

زهی کمال کمال و زهی جمال جمال

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۳دلم مرید مراد است و دیده رهبر دل
  2. شمارهٔ ۱۶۴یکدم ز قال بگذر اگر واقفی ز حال
  3. شمارهٔ ۱۶۵گر گنج طلب داری از مار مترس ای دل
  4. شمارهٔ ۱۶۶سپیده دم که بر آمد خروش بانگ رحیل
  5. شمارهٔ ۱۶۷در چمن دوش ببوی تو گذر می کردم
  6. شمارهٔ ۱۶۸می‌گذشتی و من از دور نظر می‌کردم
  7. شمارهٔ ۱۶۹دل گل زنده گردد از دم خم
  8. شمارهٔ ۱۷۰چو نام تو در نامه ئی دیده ام
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.