پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۲

خوشا با دوستان در بوستان گل

که خوش باشد بروی دوستان گل

شکوفه موبدست و ابر دایه

صبا رامین و ویس دلستان گل

سمن را شد نفس باد و روان آب

چمن را گشت تن شمشاد و جان گل

ترنّم می کند بر شاخ بلبل

تبسّم می کند در بوستان گل

لبش با هم نمی آید از آنروی

که دارد خرده ی ئی زر در دهان گل

کشد در بر قبای فستقی سرو

نهد بر سر کلاه سایبان گل

چو باد از روی گل برقع برانداخت

برامد سرخ همچون ارغوان گل

بگو با بلبل ای باد بهاری

که باز آمد علی رغم زمان گل

دلش سستی کند چون از نهالی

بصحن گلستان آید خزان گل

بیا خواجو که با مرغان شب خیز

نهادست از هوا جان در میان گل

می نوشین روان درده که بگرفت

چو خسرو ملکت نوشیروان گل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۴یکدم ز قال بگذر اگر واقفی ز حال
  2. شمارهٔ ۱۶۵گر گنج طلب داری از مار مترس ای دل
  3. شمارهٔ ۱۶۶سپیده دم که بر آمد خروش بانگ رحیل
  4. شمارهٔ ۱۶۷در چمن دوش ببوی تو گذر می کردم
  5. شمارهٔ ۱۶۸می‌گذشتی و من از دور نظر می‌کردم
  6. شمارهٔ ۱۶۹دل گل زنده گردد از دم خم
  7. شمارهٔ ۱۷۰چو نام تو در نامه ئی دیده ام
  8. شمارهٔ ۱۷۱باز چون بلبل بصد دستان ببستان آمدیم
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.