پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۸

هر دل غمزه کان غمزه بود غمّازش

هیچ شک نیست که پوشیده نماند رازش

شیر گیران جهانرا بنظر صید کنند

آن دو آهوی پلنگ افکن روبه بازش

هر زمان بر من دلخسته کمین بگشاند

آن دو هندوی رسن باز کمند اندازش

از برم بگذرد و خاک رهم پندارد

پشّه بازیچه شمارد بحقارت بازش

بنظر کم نشود آتش مستسقی وصل

تشنه اندیشه ی دریا ننشاند آزش

مطرب پرده سرا گو هم ازین پرده بساز

ورنه گر دم بزنم سوخته بینی سازش

بیتوام دل بتماشای گلستان نرود

مرغ پر سوخته ممکن نبود پروازش

بلبل دلشده تا گل نزند خیمه بباغ

بر نیاید چو بر آید دم صبح آوازش

دل خواجو که اسیرست نگاهش می دار

زانک مرغی که شد از دام که آرد بازش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۰نیستی آنک زنی شیشه ی هستی بر سنگ
  2. شمارهٔ ۱۶۱زهی گرفته خور از طلعت تو فال جمال
  3. شمارهٔ ۱۶۲خوشا با دوستان در بوستان گل
  4. شمارهٔ ۱۶۳دلم مرید مراد است و دیده رهبر دل
  5. شمارهٔ ۱۶۴یکدم ز قال بگذر اگر واقفی ز حال
  6. شمارهٔ ۱۶۵گر گنج طلب داری از مار مترس ای دل
  7. شمارهٔ ۱۶۶سپیده دم که بر آمد خروش بانگ رحیل
  8. شمارهٔ ۱۶۷در چمن دوش ببوی تو گذر می کردم
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.