پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۱

پیش عاقل نیاز چیست نماز

پیش عاشق نماز چیست نیاز

نغمه سازی بناله ی دلسوز

صبحدم می زد این غزل بر ساز

کای بدل پرده سوز شاهد روز

وی بجان پرده ساز مجلس راز

اگرت بر سرست سایه ی مهر

سایه ئی بر سر سپهر انداز

تا ترا عاقبت شود محمود

همچو محمود شو غلام ایاز

دل دیوانگی بمهر افروز

سر فرزانگی بعشق افراز

مشو از منعمان جاه اندوز

مشو از مفلسان چاه انداز

یا بیا در غم زمانه بسوز

یا برو با غم زمانه بساز

ترک این راه کن که نبود راست

دل بسوی عراق و رو بحجاز

اگرت ساز نیست سوز کجاست

ورت آواز هست کو آواز

خیز خواجو که مرغ گلشن دل

در سماعست و روح در پرواز

باز کن چشم جان که طائر قدس

نشود صید جز بدیده باز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۳نشست شمع سحرای چراغ مجلسیان خیز
  2. شمارهٔ ۱۵۴ای دلم را شکّر جان پرورت چون جان عزیز
  3. شمارهٔ ۱۵۵معنی این صورت از صورتگران چین بپرس
  4. شمارهٔ ۱۵۶بفلک می رسد خروش خروس
  5. شمارهٔ ۱۵۷اگر او سخن نگوید سخنست در دهانش
  6. شمارهٔ ۱۵۸هر دل غمزه کان غمزه بود غمّازش
  7. شمارهٔ ۱۵۹آورده ایم روی بسوی دیار خویش
  8. شمارهٔ ۱۶۰نیستی آنک زنی شیشه ی هستی بر سنگ
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.