پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۰

بنده محمودست و سلطان در ره معنی ایاز

کار دینداران نمازست و نماز ما نیاز

ایکه از بهر نمازت گوش جان بر قامتست

قامتی را جوی کاید سرو پیشش در نماز

گر ز دست ساقی تحقیق جامی خورده ئی

می پرستی را حقیقت دان و هستی را مجاز

حاجیان چون روی در راه حجاز آورده اند

مطرب عشّاق گو بنواز راهی از حجاز

هر گروهی مذهبی دارند و هر کس ملتی

مذهب ما نیست الا عشق خوبان طراز

پیش رامین هیچ گل ممکن نباشد غیر ویس

پیش سلطان هیچکس محمود نبود جز ایاز

سوختیم ای مطرب بربط نوار چنگ زن

ساز را بر ساز کن و امشب دمی با ما بساز

بلبل دلسوز بین از ناله ی ما در خروش

شمع بزم افروز بین از آتش ما در گداز

ای خوشا در مجلس روحانیان گاه صبوح

دلنوازان عود سوز و پرده سازان عود ساز

گفتمش باز آ که هر شب چشم من بازست گفت

مرغ وصلم صید نتوان کرد با این چشم باز

باز پرسیدم ز زلفش کز چه رو آشفته ئی

گفت خواجو قصّه ی شوریدگان باشد دراز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۲این غزل یک دو نوبت از سر سوز
  2. شمارهٔ ۱۵۳نشست شمع سحرای چراغ مجلسیان خیز
  3. شمارهٔ ۱۵۴ای دلم را شکّر جان پرورت چون جان عزیز
  4. شمارهٔ ۱۵۵معنی این صورت از صورتگران چین بپرس
  5. شمارهٔ ۱۵۶بفلک می رسد خروش خروس
  6. شمارهٔ ۱۵۷اگر او سخن نگوید سخنست در دهانش
  7. شمارهٔ ۱۵۸هر دل غمزه کان غمزه بود غمّازش
  8. شمارهٔ ۱۵۹آورده ایم روی بسوی دیار خویش
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.