پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۴

ای تتق بسته از تیره شب بر قمر

طوطی خطّت افکنده پر بر شکر

خورده تاب از خم دلستانت کمند

گشته آب از لب در فشانت گهر

آهویت کرده بر شیر گردون کمین

افعیت گشته بر کوه سیمین کمر

هندویت رانده بر شاه خاور سپه

لشکر زنگت آورده بر چین حشر

چشم پر خواب و رخسار همچون خورت

برده زین عاشق خسته دل خواب و خور

گشته هندوی خال تو مشک ختن

گشته لالای لفظ تو لولوی تر

نافه را از کمند تو دل در گره

لعل را از عقیق تو خون در جگر

ایکه هر لحظه در خاطرم بگذری

یک زمان از سر خون ما درگذر

سر نهادیم بر پایت از دست دل

تا چه آید ز دست تو ما را بسر

سکّه ی روی زردم نبینی درست

زانک نبود ترا التفاتی بزر

تا تو شام و سحر داری از موی و روی

شام هجران خواجو ندارد سحر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۶چون هست قرب حقیقی چه غم ز بعد مزار
  2. شمارهٔ ۱۴۷زهی تاری زلفت مشک تاتار
  3. شمارهٔ ۱۴۸گر یار یار باشدت ای یار غم مخور
  4. شمارهٔ ۱۴۹دوری از ما مکن ای چشم بد از روی تو دور
  5. شمارهٔ ۱۵۰بنده محمودست و سلطان در ره معنی ایاز
  6. شمارهٔ ۱۵۱پیش عاقل نیاز چیست نماز
  7. شمارهٔ ۱۵۲این غزل یک دو نوبت از سر سوز
  8. شمارهٔ ۱۵۳نشست شمع سحرای چراغ مجلسیان خیز
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.