پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۹

مرغ جم باز حدیثی ز سبا می گوید

بشنو آخر که ز بلقیس چها می گوید

خبر چشمه ی حیوان بخضر می آرد

قصّه ی حضرت سلطان بگدا می گوید

پرتو مهر درخشان بسها می بخشد

سخن سرو خرامان بگیا می گوید

با دل خسته ی یکتای من سودائی

حال آن زلف پریشان دو تا می گوید

دلم از دیده کند ناله که هر دم بچه روی

یک بیک قصّه ما را همه جا می گوید

حال گیسوی تو از باد صبا می پرسم

گرچه با دست حدیثی که صبا می گوید

مشک با چین سر زلف تو از خوش نفسی

هرچه گوید مشنو زانک خطا می گوید

ابروی شوخ تو در گوش دلم پیوسته

حال زلف تو پراکنده چرا می گوید

ترک دشنام ده این لحظه که مسکین خواجو

از درت می برد ابرام و دعا می گوید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۱تشنه ی غنچه ی سیراب ترا آب چه سود
  2. شمارهٔ ۱۴۲چون طوطی خطّ تو پر بر شکر اندازد
  3. شمارهٔ ۱۴۳نسیم باد صبا چون ز بوستان آید
  4. شمارهٔ ۱۴۴ای تتق بسته از تیره شب بر قمر
  5. شمارهٔ ۱۴۵بوستان جنّتست و سروم حور
  6. شمارهٔ ۱۴۶چون هست قرب حقیقی چه غم ز بعد مزار
  7. شمارهٔ ۱۴۷زهی تاری زلفت مشک تاتار
  8. شمارهٔ ۱۴۸گر یار یار باشدت ای یار غم مخور
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.