پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۲

چون طوطی خطّ تو پر بر شکر اندازد

مرغ دل من آتش در بال و پر اندازد

صوفی ز می لعلت گر نوش کند جامی

تسبیح بر افشاند سجّاده بر اندازد

چون تیر زند چشمت سیاره هدف گردد

چون تیغ کشد مهرت گردون سپر اندازد

چون غمزه ی خونخوارت بر قلب کمین سازد

بس کشته که هر لحظه بر یکدگر اندازد

آنکس که دلی دارد جان در رهت افشاند

وانرا که سری باشد در پات سراندازد

در مهر تو چون لاله رخساره بخون شویم

از بسکه دلم هر دم خون در جگر اندازد

عقل از سر نادانی با عشق نیامیزد

با شیر ژیان آهو کی پنجه در اندازد

آن لحظه که باز آید پیش نظرش میرم

کاخر چو مرا بیند بر من نظر اندازد

فرهاد صفت خواجو دور از لب شیرینت

فریاد و فغان هر دم در کوه و در اندازد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۴ای تتق بسته از تیره شب بر قمر
  2. شمارهٔ ۱۴۵بوستان جنّتست و سروم حور
  3. شمارهٔ ۱۴۶چون هست قرب حقیقی چه غم ز بعد مزار
  4. شمارهٔ ۱۴۷زهی تاری زلفت مشک تاتار
  5. شمارهٔ ۱۴۸گر یار یار باشدت ای یار غم مخور
  6. شمارهٔ ۱۴۹دوری از ما مکن ای چشم بد از روی تو دور
  7. شمارهٔ ۱۵۰بنده محمودست و سلطان در ره معنی ایاز
  8. شمارهٔ ۱۵۱پیش عاقل نیاز چیست نماز
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.