پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۰

چو مطربان سحر چنگ در رباب زنند

صبوحیان نفس از آتش مذاب زنند

بتاب سینه چراغ فلک بر افروزند

ز آب دیده نمک بر دل کباب زنند

چو آفتاب ز جیب افق برآرد سر

ز ماه یکشبه آتش در آفتاب زنند

شکنج سنبل طاوس بیکران گیرند

هزار قهقهه چون کبک بر غراب زنند

مغان بساغر می آب ارغوان ریزند

بتان بتنگ شکر خنده بر شراب زنند

بوقت صبح پریچهره گان زهره جبین

دم از سهیل شب افروز مه نقاب زنند

بچین طرّه پرتاب قلب دل شکنند

به تیره غمزه ی پر خواب راه خواب زنند

زتاب می چو سمن برگشان برآرد خوی

ز چهره برگل روی قدح گلاب زنند

بجرعه آب رخ خاکیان بباد دهند

بر آتش دل خواجو ز باده آب زنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۲چون طوطی خطّ تو پر بر شکر اندازد
  2. شمارهٔ ۱۴۳نسیم باد صبا چون ز بوستان آید
  3. شمارهٔ ۱۴۴ای تتق بسته از تیره شب بر قمر
  4. شمارهٔ ۱۴۵بوستان جنّتست و سروم حور
  5. شمارهٔ ۱۴۶چون هست قرب حقیقی چه غم ز بعد مزار
  6. شمارهٔ ۱۴۷زهی تاری زلفت مشک تاتار
  7. شمارهٔ ۱۴۸گر یار یار باشدت ای یار غم مخور
  8. شمارهٔ ۱۴۹دوری از ما مکن ای چشم بد از روی تو دور
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.