پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۱

مستم آنجا مبر ای یار که سر مستانند

دست من گیر که این طایفه پر دستانند

آن دو جادوی فریبنده افسون سازش

خفته اند این دم از آن روی که سرمستانند

در سراپرده ی ما پرده سرا حاجت نیست

زانک مستان همه طوطی شکر دستانند

مهر ورزان که وصالت بجهانی ندهند

با جمال تو دو عالم بجوی نستانند

عاشقان با تو اگر زانک بزندان باشند

با گلستان جمالت همه در بستانند

زلف و خال تو بخط ملک ختا بگرفتند

هندوان بین که دگر خسرو ترکستانند

زیردستان تهیدست بلاکش خواجو

جان ز دستش نبرند ار بمثل دستانند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۳کدام دل که ز دوری بجان نمی آید
  2. شمارهٔ ۱۲۴کدام یار که ما را پیام یار آرد
  3. شمارهٔ ۱۲۵عاقل ندهد عاشق دلسوخته را پند
  4. شمارهٔ ۱۲۶زهی زلفت گرهگیری پر از بند
  5. شمارهٔ ۱۲۷دلم که حلقه ی گیسوی یار می گیرد
  6. شمارهٔ ۱۲۸حدیث عشق ز ما یادگار خواهد ماند
  7. شمارهٔ ۱۲۹نسیم باد صبا جان من فدای تو باد
  8. شمارهٔ ۱۳۰مرغان این چمن همه بی بال و بی پرند
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.