پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۶

زهی زلفت گرهگیری پر از بند

لب لعلت نمک دانی پر از قند

نقاب ششتری از ماه بگشای

طناب چنبری بر مشتری بند

سرم بر کف ز دستان تو تا کی

دلم در خون زهجران تو تا چند

کسی کو خویش را در یار پیوست

کجا یاد آورد از خویش و پیوند

دلا گر عاشقی ترک خرد گیر

که قدر عشق نشناسد خردمند

ببین فرهاد را کز شور شیرین

بیک موی از کمر خود را در افکند

چرا عمر عزیز آمد بپایان

من و یعقوب را در هجر فرزند

تحمّل می کنم بار گران را

ولی دیوانه سر می گردم از بند

چو جز دلبر نمی بینم کسی را

کرا با او توانم کرد مانند

بزن مطرب نوائی از سپاهان

که دل بگرفت ما را از نهاوند

کند خواجو هوای خاک کرمان

ولی پایش به سنگ آید ز الوند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۸حدیث عشق ز ما یادگار خواهد ماند
  2. شمارهٔ ۱۲۹نسیم باد صبا جان من فدای تو باد
  3. شمارهٔ ۱۳۰مرغان این چمن همه بی بال و بی پرند
  4. شمارهٔ ۱۳۱عشقست که چون پرده ز رخ بازگشاید
  5. شمارهٔ ۱۳۲به بوی زلف تو دادم دل شکسته به باد
  6. شمارهٔ ۱۳۳آن فتنه چو برخیزد صد فتنه برانگیزد
  7. شمارهٔ ۱۳۴طوطی چو سخن گوئی پیش شکرت میرد
  8. شمارهٔ ۱۳۵کسی کزان سر زلف دو تا نمی ترسد
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.