پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۴

طوطی چو سخن گوئی پیش شکرت میرد

طوبی چو روان گردی بر رهگذرت میرد

جوزا چو قدح نوشی پیش تو کمر بندد

و آندم که قبا پوشی پیش کمرت میرد

مشک ختنی هر دم در زلف تو آویزد

شمع فلکی هر شب پیش قمرت میرد

کو زنده دلی تا جان در پای تو افشاند

کانرا که بود جانی بر خاک درت میرد

ثابت قدم آن باشد کاندر قدمت افتد

صاحب نظر آن باشد کاندر نظرت میرد

هر زنده ی صاحب دل کز جان خبری دارد

چون از تو خبر باید پیش خبرت میرد

ای خسرو بت رویان بگشا لب شیرین تا

فرهاد صفت خواجو پیش شکرت میرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۶هر کو بصری دارد با او نظری دارد
  2. شمارهٔ ۱۳۷تا دلم در خم آن زلف سمن سا افتاد
  3. شمارهٔ ۱۳۸دوشم بشمع روی چو ماهت نیاز بود
  4. شمارهٔ ۱۳۹مرغ جم باز حدیثی ز سبا می گوید
  5. شمارهٔ ۱۴۰چو مطربان سحر چنگ در رباب زنند
  6. شمارهٔ ۱۴۱تشنه ی غنچه ی سیراب ترا آب چه سود
  7. شمارهٔ ۱۴۲چون طوطی خطّ تو پر بر شکر اندازد
  8. شمارهٔ ۱۴۳نسیم باد صبا چون ز بوستان آید
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.