پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۸

حدیث عشق ز ما یادگار خواهد ماند

بنای شوق ز ما استوار خواهد ماند

کنون که کشتی ما در میان موج افتاد

سرشک دیده ز ما بر کنار خواهد ماند

اساس عهد مودّت که در ازل رفتست

میان ما و شما پایدار خواهد ماند

ز چهره هیچ نماند نشان ولی ما را

نشان چهره برین رهگذار خواهد ماند

ز روزگار جفا نامه ئی که عرض افتاد

مدام بر ورق روزگار خواهد ماند

شکنج زلف تو تا بیقرار خواهد گشت

درازی شب ما برقرار خواهد ماند

چنین که بر سر میدان عشق می نگرم

دل پیاده بدست سوار خواهد ماند

حدیث زلف و رخ دلکش تو خواهد بود

که بر صحیفه ی لیل و نهار خواهد ماند

فراق نامه ی خواجو و شرح قصّه ی شوق

میان زنده دلان یادگار خواهد ماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۰مرغان این چمن همه بی بال و بی پرند
  2. شمارهٔ ۱۳۱عشقست که چون پرده ز رخ بازگشاید
  3. شمارهٔ ۱۳۲به بوی زلف تو دادم دل شکسته به باد
  4. شمارهٔ ۱۳۳آن فتنه چو برخیزد صد فتنه برانگیزد
  5. شمارهٔ ۱۳۴طوطی چو سخن گوئی پیش شکرت میرد
  6. شمارهٔ ۱۳۵کسی کزان سر زلف دو تا نمی ترسد
  7. شمارهٔ ۱۳۶هر کو بصری دارد با او نظری دارد
  8. شمارهٔ ۱۳۷تا دلم در خم آن زلف سمن سا افتاد
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.