پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۷

دلم که حلقه ی گیسوی یار می گیرد

درون حلقه نشستست و مار می گیرد

بهر کجا که روم آب دیده می بینم

که دامن من شوریده کار می گیرد

نگار تا ز من خسته دل کنار گرفت

ز خون دیده کنارم نگار می گیرد

غلام آن بت چینم که سر حد ختنش

طلایه ی سپه زنگبار می گیرد

دو چشم آهوی روباه باز صیادش

بغمزه شیر دلانرا شکار می گیرد

چو یاد نرگس مست تو می کنم بصبوح

مرا ز غایت مستی خمار می گیرد

ز مشک چین چه خطا در وجود می آید

که خطّ سبز تو از وی غبار می گیرد

سرشک دیده که بر چشم کرده ام جایش

چه اوفتاده که از من کنار می گیرد

چو دم ز نافه ی زلف تو می زند خواجو

جهان شمامه ی مشک تتار می گیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹نسیم باد صبا جان من فدای تو باد
  2. شمارهٔ ۱۳۰مرغان این چمن همه بی بال و بی پرند
  3. شمارهٔ ۱۳۱عشقست که چون پرده ز رخ بازگشاید
  4. شمارهٔ ۱۳۲به بوی زلف تو دادم دل شکسته به باد
  5. شمارهٔ ۱۳۳آن فتنه چو برخیزد صد فتنه برانگیزد
  6. شمارهٔ ۱۳۴طوطی چو سخن گوئی پیش شکرت میرد
  7. شمارهٔ ۱۳۵کسی کزان سر زلف دو تا نمی ترسد
  8. شمارهٔ ۱۳۶هر کو بصری دارد با او نظری دارد
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.