پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۰

مرغان این چمن همه بی بال و بی پرند

مردان این قدم همه بی پا و بی سرند

از جسم و جان بری و ز کونین فارغند

با خاک ره برابر و از عرش برترند

روح مجسّمند نه جسم مروّحند

نور مصوّرند نه شمع منوّرند

بر عرصه ی حدوث قدم در قدم زنند

در مجلس وجود شراب از عدم خورند

شرب از حیاض قدسی کرّ و بیان کنند

نزل از ریاض علوی روحانیان برند

کی آشیان نهند درین خاکدان از آنک

شهباز عرشیند که در لا مکان پرند

عبهر مثال معتل و اجوف نهندشان

اما بدان صحیح که سالم چون عرعرند

سلطان تختگاه و اقالیم وحدتند

لیکن بری ز ملکت و فارغ ز لشکرند

خواجو گدای درگه ارباب فقر باش

کانها که مفلسند بمعنی توانگرند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۲به بوی زلف تو دادم دل شکسته به باد
  2. شمارهٔ ۱۳۳آن فتنه چو برخیزد صد فتنه برانگیزد
  3. شمارهٔ ۱۳۴طوطی چو سخن گوئی پیش شکرت میرد
  4. شمارهٔ ۱۳۵کسی کزان سر زلف دو تا نمی ترسد
  5. شمارهٔ ۱۳۶هر کو بصری دارد با او نظری دارد
  6. شمارهٔ ۱۳۷تا دلم در خم آن زلف سمن سا افتاد
  7. شمارهٔ ۱۳۸دوشم بشمع روی چو ماهت نیاز بود
  8. شمارهٔ ۱۳۹مرغ جم باز حدیثی ز سبا می گوید
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.