پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۹

نسیم باد صبا جان من فدای تو باد

بیا گرم خبری زان نگار خواهی داد

حدیث سوسن و گل با من شکسته مگوی

که بنده با گل رویش ز سوسنست آزاد

ز دست رفتم و در پا فتاد کار دلم

بساز چاره ی کارم کنون که کار افتاد

چو غنچه گاه شکر خنده سرو گلرویم

زبان ناطقه دربست چون دهان بگشاد

چو از تموّج بحرین چشمم آگه شد

چو نیل گشت زرشک آب دجله ی بغداد

بخون لعل فرو رفت کوه سنگین دل

چو در محبّت شیرین هلاک شد فرهاد

کدام یار که چون در وصال کعبه رسد

ز کشتگان بیابان فرقت آرد یاد

روم بخدمت یرغوچیان حضرت شاه

که تا از آن بت بیدادگر بخواهم داد

اگرچه رنج تو بادست در غمش خواجو

بباد ده دل دیوانه هرچه بادا باد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۱عشقست که چون پرده ز رخ بازگشاید
  2. شمارهٔ ۱۳۲به بوی زلف تو دادم دل شکسته به باد
  3. شمارهٔ ۱۳۳آن فتنه چو برخیزد صد فتنه برانگیزد
  4. شمارهٔ ۱۳۴طوطی چو سخن گوئی پیش شکرت میرد
  5. شمارهٔ ۱۳۵کسی کزان سر زلف دو تا نمی ترسد
  6. شمارهٔ ۱۳۶هر کو بصری دارد با او نظری دارد
  7. شمارهٔ ۱۳۷تا دلم در خم آن زلف سمن سا افتاد
  8. شمارهٔ ۱۳۸دوشم بشمع روی چو ماهت نیاز بود
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.