پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴

کدام یار که ما را پیام یار آرد

از آن دیار حدیثی بدین دیار آرد

که می رود که ز یاران مهربان خبری

بدین غریب پریشان دلفگار آرد

بتشنگان بیابان برد بشارت آب

بلبلان چمن مژده ی بهار آرد

اگرنه لطف نماید نسیم باد صبا

بمرغ زار که بوئی ز مرغزار آرد

خیال روی نگارم اگر نگیرد دست

که طاقت غم هجران آن نگار آرد

بسی تحمّل خار جفا بباید کرد

که تا نهال مودّت گلی ببار آرد

ز بهر دفع خمارم که می تواند رفت

که جرعه ئی می نوشین خوشگوار آرد

بجای سرمه ام از خاک کوی او گردی

برای روشنی چشم اشکبار آرد

سلام و خدمت خواجو بدان دیار برد

پیام یار سفر کرده سوی یار آرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶زهی زلفت گرهگیری پر از بند
  2. شمارهٔ ۱۲۷دلم که حلقه ی گیسوی یار می گیرد
  3. شمارهٔ ۱۲۸حدیث عشق ز ما یادگار خواهد ماند
  4. شمارهٔ ۱۲۹نسیم باد صبا جان من فدای تو باد
  5. شمارهٔ ۱۳۰مرغان این چمن همه بی بال و بی پرند
  6. شمارهٔ ۱۳۱عشقست که چون پرده ز رخ بازگشاید
  7. شمارهٔ ۱۳۲به بوی زلف تو دادم دل شکسته به باد
  8. شمارهٔ ۱۳۳آن فتنه چو برخیزد صد فتنه برانگیزد
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.