پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی

غزلیات

۲۶۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ آه کز آهم مه و پروین بسوخت
  2. شمارهٔ ۶۲ آن نگینی که منش می طلبم باجم نیست
  3. شمارهٔ ۶۳ شوریده ئیست زلف تو کز بند جسته است
  4. شمارهٔ ۶۴ ابر نیسان باغ را در لؤلؤی لالا گرفت
  5. شمارهٔ ۶۵ در شب زلف تو مهتابی خوشست
  6. شمارهٔ ۶۶ شمع ما مأمول هر پروانه نیست
  7. شمارهٔ ۶۷ شمع ما شمعیست کو منظور هر پروانه نیست
  8. شمارهٔ ۶۸ ای فدای قامتت هر سر و بستانی که هست
  9. شمارهٔ ۶۹ جان ما بر آتش و گیسوی جانان تافتست
  10. شمارهٔ ۷۰ حذر کن ز یاری که یاریش نیست
  11. شمارهٔ ۷۱ ای بر عذار مهوشت آن زلف پر شکست
  12. شمارهٔ ۷۲ برون ز جام دمادم مجوی این دم هیچ
  13. شمارهٔ ۷۳ ز جام عشق تو عقلم خراب می گردد
  14. شمارهٔ ۷۴ گرمی خسرو و شیرین بشکر کم نشود
  15. شمارهٔ ۷۵ مرا دلیست که تا جان برون نمی آید
  16. شمارهٔ ۷۶ گمان مبر که در آفاق اهل حسن کمند
  17. شمارهٔ ۷۷ تا درد نیابند دوا را نشناسند
  18. شمارهٔ ۷۸ گر دلم روز وداع از پی محمل می شد
  19. شمارهٔ ۷۹ اگر ز پیش برانی مرا که بر خواند
  20. شمارهٔ ۸۰ یاد باد آنشب که در مجلس خروش چنگ بود
  21. شمارهٔ ۸۱ هندوئی را باغبان سوی گلستان می فرستد
  22. شمارهٔ ۸۲ سخن یار ز اغیار بباید پوشید
  23. شمارهٔ ۸۳ حدیث آرزومندی جوابی هم نمی ارزد
  24. شمارهٔ ۸۴ اسیر قید محبّت ز جان نیندیشد
  25. شمارهٔ ۸۵ مه چنین دلستان نمی افتد
  26. شمارهٔ ۸۶ سحر چو بوی گل از طرف مرغزار برآید
  27. شمارهٔ ۸۷ دل بدست یار و غم در دل بماند
  28. شمارهٔ ۸۸ گر سر صحبت این بی سرو پایت باشد
  29. شمارهٔ ۸۹ وصل آن ترک ختا ملکت خاقان ارزد
  30. شمارهٔ ۹۰ صبحت جان جهان جان و جهان می ارزد
  31. شمارهٔ ۹۱ چنانک صید دل آن چشم آهوانه کند
  32. شمارهٔ ۹۲ نقاش که او صورت ارژنگ نگارد
  33. شمارهٔ ۹۳ آن خطّ شب مثال که بر خور نوشته اند
  34. شمارهٔ ۹۴ خورشید را به سایهٔ شب درنشانده‌اند
  35. شمارهٔ ۹۵ هر کو نظر کند به تو صاحب‌نظر شود
  36. شمارهٔ ۹۶ بدشمنان گله از دوستان نشاید کرد
  37. شمارهٔ ۹۷ نی ز دود دل پر آتش ما می نالد
  38. شمارهٔ ۹۸ هم عفی الله نی که ما را مرحبائی می زند
  39. شمارهٔ ۹۹ یاد باد آنک نیاورد ز من روزی یاد
  40. شمارهٔ ۱۰۰ همرهان رفتند و ما را در سفر بگذاشتند
  41. شمارهٔ ۱۰۱ مرغ در راه او پر اندازد
  42. شمارهٔ ۱۰۲ یاد باد آن شب که دلبر مست و دل در دست بود
  43. شمارهٔ ۱۰۳ این ترک زنگاری کمان از خیل خاقان می رسد
  44. شمارهٔ ۱۰۴ شام شکستگانرا هرگز سحر نباشد
  45. شمارهٔ ۱۰۵ درد محبت درمان ندارد
  46. شمارهٔ ۱۰۶ جادوئی چون نرگس مستت به بیماری که دید
  47. شمارهٔ ۱۰۷ حدیث جان بجز جانان نداند
  48. شمارهٔ ۱۰۸ دلم بی وصل جانان جان نخواهد
  49. شمارهٔ ۱۰۹ عاقلان کی دل بدست زلف دلداران دهند
  50. شمارهٔ ۱۱۰ ای که هردم عنبرت بر نسترن چنبر شود
  51. شمارهٔ ۱۱۱ روی نکو بی وجود ناز نباشد
  52. شمارهٔ ۱۱۲ پای کوبان در سراندازی چو سربازی کنند
  53. شمارهٔ ۱۱۳ دل من باز هوای سرکوئی دارد
  54. شمارهٔ ۱۱۴ قصّه غصّه فرهاد بشیرین که برد
  55. شمارهٔ ۱۱۵ دامن گل نبرد هر که ز خار اندیشد
  56. شمارهٔ ۱۱۶ دست گیرید و بدستم می گلفام دهید
  57. شمارهٔ ۱۱۷ از صومعه پیری بخرابات درآمد
  58. شمارهٔ ۱۱۸ چشمت دل پر ز تاب خواهد
  59. شمارهٔ ۱۱۹ اهل تحقیق چو در کوی خرابات آیند
  60. شمارهٔ ۱۲۰ گویند که صبر آتش عشقت بنشاند

متن اشعار به نقل از گنجور.