پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۴

قصّه غصّه فرهاد بشیرین که برد

نامه ویس گلندام برامین که برد

خضر را شربتی از چشمه ی حیوان که دهد

مرغ را آگهی از لاله و نسرین که برد

خبر انده اورنک جدا گشته ز تخت

بسرا پرده ی گلچهر خور آئین که برد

گرچه بفزود حرارت ز شکر خسرو را

از شرش شور شکر خنده ی شرین که برد

مرغ دل باز چو شد صید سر زلف کژش

گفت جان این نفس از چنگل شاهین که برد

ناز آن سرو قد افروخته چندین که کشد

جور آن شمع دل افروخته چندین که برد

می چون زنگ اگر دست نگیرد خواجو

زنگ غم ز آینه ی خاطر غمگین که برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۶دست گیرید و بدستم می گلفام دهید
  2. شمارهٔ ۱۱۷از صومعه پیری بخرابات درآمد
  3. شمارهٔ ۱۱۸چشمت دل پر ز تاب خواهد
  4. شمارهٔ ۱۱۹اهل تحقیق چو در کوی خرابات آیند
  5. شمارهٔ ۱۲۰گویند که صبر آتش عشقت بنشاند
  6. شمارهٔ ۱۲۱مستم آنجا مبر ای یار که سر مستانند
  7. شمارهٔ ۱۲۲همه گنج جهان ماری نیرزد
  8. شمارهٔ ۱۲۳کدام دل که ز دوری بجان نمی آید
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.