پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۹

اهل تحقیق چو در کوی خرابات آیند

از ره میکده بر بام سماوات آیند

تا ببینند مگر نور تجلّی جمال

همچو موسی ار نی گوی بمیقات آیند

گر کرامت نشمارند می و مستی را

از چه در معرض ارباب کرامات آیند

بر سر کوی خرابات خراب اولیتر

زانک از بهر خرابی بخرابات آیند

پارسایان که می و میکده را نفی کنند

گر بنوشند مئی جمله در اثبات آیند

ورچو من محرم اسرار خرابات شوند

فارغ از صومعه و زهد و عبادات آیند

بدواخانه ی الطاف خداوند کرم

دردمندان تمنّای مداوات آیند

تشنگان آب اگر از چشمه ی حیوان جویند

فرض عینست که چون خضر بظلمات آیند

اسب اگر بر سر خواجو بدواند رسدش

آنک شاهان جهان پیش رخش مات آیند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۱مستم آنجا مبر ای یار که سر مستانند
  2. شمارهٔ ۱۲۲همه گنج جهان ماری نیرزد
  3. شمارهٔ ۱۲۳کدام دل که ز دوری بجان نمی آید
  4. شمارهٔ ۱۲۴کدام یار که ما را پیام یار آرد
  5. شمارهٔ ۱۲۵عاقل ندهد عاشق دلسوخته را پند
  6. شمارهٔ ۱۲۶زهی زلفت گرهگیری پر از بند
  7. شمارهٔ ۱۲۷دلم که حلقه ی گیسوی یار می گیرد
  8. شمارهٔ ۱۲۸حدیث عشق ز ما یادگار خواهد ماند
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.