پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۶

دست گیرید و بدستم می گلفام دهید

باده ی پخته بدین سوخته ی خام دهید

چون من از جام می و میکده بدنام شدم

قدحی می بمن می کش بدنام دهید

تا بدوشم ز خرابات بمیخانه برند

سوی رندان در میکده پیغام دهید

گرچه ره در حرم خاص نباشد ما را

یک ره ای خاصگیان بار من عام دهید

با شما درد من خسته چو پیوسته دعاست

تا چه کردم که مرا اینهمه دشنام دهید

در چنین وقت که بیگانه کسی حاضر نیست

قدحی باده بدان سرو گلندام دهید

چو از این پسته و بادام ندیدم کامی

کام جان من از آن پسته و بادام دهید

تا دل ریش من آرام بگیرد نفسی

آخرم مژده ئی از وصل دلارام دهید

چهره ی ازرق خواجو چو ز می خمری شد

جامه از وی بستانید و بدو جام دهید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۸چشمت دل پر ز تاب خواهد
  2. شمارهٔ ۱۱۹اهل تحقیق چو در کوی خرابات آیند
  3. شمارهٔ ۱۲۰گویند که صبر آتش عشقت بنشاند
  4. شمارهٔ ۱۲۱مستم آنجا مبر ای یار که سر مستانند
  5. شمارهٔ ۱۲۲همه گنج جهان ماری نیرزد
  6. شمارهٔ ۱۲۳کدام دل که ز دوری بجان نمی آید
  7. شمارهٔ ۱۲۴کدام یار که ما را پیام یار آرد
  8. شمارهٔ ۱۲۵عاقل ندهد عاشق دلسوخته را پند
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.