پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۸

دلم بی وصل جانان جان نخواهد

که عاشق جان بی جانان نخواهد

دل دیوانگان عاقل نگردد

سر شوریدگان سامان نخواهد

روان جز لعل جان افزا نجوید

خضر جز چشمه ی حیوان نخواهد

طبیب عاشقان درمان نسازد

مریض عاشقی درمان نخواهد

اگر صد روضه بر آدم کنی عرض

برون از روضه ی رضوان نخواهد

ورش صدابن یامین هست یعقوب

بغیر از یوسف کنعان نخواهد

اگر گویم خلاف عقل باشد

که مفلس ملکت خاقان نخواهد

کجا خسرو لب شیرین نجوید

چرا بلبل گل خندان نخواهد

دلم جز روی و موی گلعذاران

تماشای گل و ریحان نخواهد

بخواهد ریخت خونم مردم چشم

بلی دهقان بجز باران نخواهد

از آن خواجو از این منزل سفر کرد

که سلطانیه بی سلطان نخواهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۰ای که هردم عنبرت بر نسترن چنبر شود
  2. شمارهٔ ۱۱۱روی نکو بی وجود ناز نباشد
  3. شمارهٔ ۱۱۲پای کوبان در سراندازی چو سربازی کنند
  4. شمارهٔ ۱۱۳دل من باز هوای سرکوئی دارد
  5. شمارهٔ ۱۱۴قصّه غصّه فرهاد بشیرین که برد
  6. شمارهٔ ۱۱۵دامن گل نبرد هر که ز خار اندیشد
  7. شمارهٔ ۱۱۶دست گیرید و بدستم می گلفام دهید
  8. شمارهٔ ۱۱۷از صومعه پیری بخرابات درآمد
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.