پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲

پای کوبان در سراندازی چو سربازی کنند

پای در نه تا سرافرازان سرافرازی کنند

ناوک اندازان چشم ترکتازت از چه روی

بر کمان سازان ابرویت کمین بازی کنند

در هوای گلشن روی تو هر شب تا بروز

عاشقان با بلبل خوش خوان هم آوازی کنند

موکب سلطان عشقت چون علم بر دل زند

در نفس جانها هوای خانه پردازی کنند

چون طناب عنبری بر مشتری چنبر کنی

ای بسا دلها که آهنگ رسن بازی کنند

طرّه های سرکشت کی ترک طرّاری دهند

غمزه های دلکشت کی ترک غمازی کنند

بر سر میدان عشقت چون شود خواجو شهید

نامش آندم عاقلان دیوانه ی غازی کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۴قصّه غصّه فرهاد بشیرین که برد
  2. شمارهٔ ۱۱۵دامن گل نبرد هر که ز خار اندیشد
  3. شمارهٔ ۱۱۶دست گیرید و بدستم می گلفام دهید
  4. شمارهٔ ۱۱۷از صومعه پیری بخرابات درآمد
  5. شمارهٔ ۱۱۸چشمت دل پر ز تاب خواهد
  6. شمارهٔ ۱۱۹اهل تحقیق چو در کوی خرابات آیند
  7. شمارهٔ ۱۲۰گویند که صبر آتش عشقت بنشاند
  8. شمارهٔ ۱۲۱مستم آنجا مبر ای یار که سر مستانند
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.