پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹

عاقلان کی دل بدست زلف دلداران دهند

نقره داران چون نشان زر بطرّاران دهند

مگذر از یاران که در هنگام کار افتادگی

واجب آن باشد که یاران یاری یاران دهند

گر بدردی باز ماندی دل ز درمان برمگیر

ساقیان اول قدح دُردی بخمّاران دهند

خون دل می خور که هم روزی رسانندت بکام

پادشاهان روز کین خلعت بخونخواران دهند

وقت را فرصت شمر زیرا که هنگام صبوح

مست چون در خواب باشد می بهشیاران دهند

گر درین معنی درستی درد را درمان شمر

مشفقان از بیم جان دارو و بیماران دهند

خیز و خواجو را چو کار از دست شد کاری بر آر

روز محنت کار داران دل ببیکاران دهند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۱روی نکو بی وجود ناز نباشد
  2. شمارهٔ ۱۱۲پای کوبان در سراندازی چو سربازی کنند
  3. شمارهٔ ۱۱۳دل من باز هوای سرکوئی دارد
  4. شمارهٔ ۱۱۴قصّه غصّه فرهاد بشیرین که برد
  5. شمارهٔ ۱۱۵دامن گل نبرد هر که ز خار اندیشد
  6. شمارهٔ ۱۱۶دست گیرید و بدستم می گلفام دهید
  7. شمارهٔ ۱۱۷از صومعه پیری بخرابات درآمد
  8. شمارهٔ ۱۱۸چشمت دل پر ز تاب خواهد
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.