پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰

ای که هردم عنبرت بر نسترن چنبر شود

سنبل از گل برفکن تا خانه پُرعنبر شود

از هزاران دل یکی را باشد استعداد عشق

تا نگویی در صدف هر قطره‌ای گوهر شود

هرکه را وجدی نباشد کی بغلتاند سماع

آتشی باید که تا دودی به روزن بر شود

چشم را دربند تا در دل نیاید غیر دوست

گر دَرِ مسجد نبندی سگ به مسجد در شود

از دو عالم دست کوته کن چو سرو آزاده‌وار

کآنک کوته‌دست باشد در جهان سرور شود

نور نَبْوَد هر درونی را که در وی مهر نیست

آتشی چون برفروزی خانه روشن‌تر شود

مؤمنی کو دل به دست عشق بت‌رویی سپرد

گر به کفر زلفش ایمان آوَرَد کافر شود

می‌نویسم شعر بر طومار و می‌شویم به اشک

بر امید آنک شعر سوزناکم تر شود

همچو صبح ار صادقی خواجو مشو خالی ز مهر

کآنک روزی مهر ورزیدست، نیک اختر شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲پای کوبان در سراندازی چو سربازی کنند
  2. شمارهٔ ۱۱۳دل من باز هوای سرکوئی دارد
  3. شمارهٔ ۱۱۴قصّه غصّه فرهاد بشیرین که برد
  4. شمارهٔ ۱۱۵دامن گل نبرد هر که ز خار اندیشد
  5. شمارهٔ ۱۱۶دست گیرید و بدستم می گلفام دهید
  6. شمارهٔ ۱۱۷از صومعه پیری بخرابات درآمد
  7. شمارهٔ ۱۱۸چشمت دل پر ز تاب خواهد
  8. شمارهٔ ۱۱۹اهل تحقیق چو در کوی خرابات آیند
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.