پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶

جادوئی چون نرگس مستت به بیماری که دید

هندوئی چون طره ی پستت بطرّاری که دید

در سواد شام تاری مشک تاتاری که یافت

بر بیاض صبح صادق خطّ زنگاری که دید

مردم آزاری و هر دم عزم بیزاری کنی

بیگناهی مردم آزاری و بیزاری که دید

چون ندارم زور و زر هم چاره ی من زاریست

بی زر و زوری بدین مسکینی و زاری که دید

انک زر و شمشاد را پای خجالت در گلست

راستی را زان صفت سروی بعیاری که دید

تا صبا دسته بند سنبل گلپوش او

کار او جز عنبر افشانی و عطّاری که دید

گفتمش بینم ترا مست و مرا ساغر بدست

گفت سلطانرا حریف رند بازاری که دید

قصد خواجو کرد و خونش خورد و بر خاکش نشاند

ای عزیزان هرگز از خونخواری این خواری که دید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸دلم بی وصل جانان جان نخواهد
  2. شمارهٔ ۱۰۹عاقلان کی دل بدست زلف دلداران دهند
  3. شمارهٔ ۱۱۰ای که هردم عنبرت بر نسترن چنبر شود
  4. شمارهٔ ۱۱۱روی نکو بی وجود ناز نباشد
  5. شمارهٔ ۱۱۲پای کوبان در سراندازی چو سربازی کنند
  6. شمارهٔ ۱۱۳دل من باز هوای سرکوئی دارد
  7. شمارهٔ ۱۱۴قصّه غصّه فرهاد بشیرین که برد
  8. شمارهٔ ۱۱۵دامن گل نبرد هر که ز خار اندیشد
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.