پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۵

درد محبت درمان ندارد

راه مودت پایان ندارد

از جان شیرینت ممکن بود صبر

اما ز جانان امکان ندارد

آنرا که در جان عشقی نباشد

دل بر کن از وی کو جان ندارد

ذوق فقیران خاقان نیابد

عیش گدایان سلطان ندارد

ایدل ز دلبر پنهان چه داری

دردی که جز او درمان ندارد

باید که هر کو بیمار باشد

درد از طبیبان پنهان ندارد

در دین خواجو مؤمن نباشد

هرکو بکفرش ایمان ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۷حدیث جان بجز جانان نداند
  2. شمارهٔ ۱۰۸دلم بی وصل جانان جان نخواهد
  3. شمارهٔ ۱۰۹عاقلان کی دل بدست زلف دلداران دهند
  4. شمارهٔ ۱۱۰ای که هردم عنبرت بر نسترن چنبر شود
  5. شمارهٔ ۱۱۱روی نکو بی وجود ناز نباشد
  6. شمارهٔ ۱۱۲پای کوبان در سراندازی چو سربازی کنند
  7. شمارهٔ ۱۱۳دل من باز هوای سرکوئی دارد
  8. شمارهٔ ۱۱۴قصّه غصّه فرهاد بشیرین که برد
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.