پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸

گر سر صحبت این بی سرو پایت باشد

بر سرو چشم من دلشده جایت باشد

پای اگر بر سر من مینهی اینک سرو چشم

سرم آنجا بود ای دوست که پایت باشد

بنده چون زان تو و بنده سراخانه ی تست

هر زمان از چه سبب عزم سرایت باشد

ببگهست امشب و وقتی خوش و باران سرمست

در چنین وقت تمنای کجایت باشد

چون وصالت بتضرّع ز خدا خواسته ام

نروی امشب اگر ترس خدایت باشد

خواب اگر می بردت حاجت پرسیدن نیست

تکیه فرمای هر آنجا که رضایت باشد

و رحجابی کنی از همنفسان شرم مدار

خانه خالی کنم ارزانک هوایت باشد

وردگر رای شرابت نبود با کی نیست

آنقدر نوش کن از باده که رایت باشد

دل بجور تو نهادم چو روا می داری

که روانم هدف تیر بلایت باشد

گر سر وصل گدائی چو منت نیست رواست

پادشاهی تو چه پروای گدایت باشد

گوش کن نغمه ی خواجو و سرائیدن مرغ

گر سر زمزمه ی نغمه سرایت باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰صبحت جان جهان جان و جهان می ارزد
  2. شمارهٔ ۹۱چنانک صید دل آن چشم آهوانه کند
  3. شمارهٔ ۹۲نقاش که او صورت ارژنگ نگارد
  4. شمارهٔ ۹۳آن خطّ شب مثال که بر خور نوشته اند
  5. شمارهٔ ۹۴خورشید را به سایهٔ شب درنشانده‌اند
  6. شمارهٔ ۹۵هر کو نظر کند به تو صاحب‌نظر شود
  7. شمارهٔ ۹۶بدشمنان گله از دوستان نشاید کرد
  8. شمارهٔ ۹۷نی ز دود دل پر آتش ما می نالد
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.