پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۱

چنانک صید دل آن چشم آهوانه کند

پلنگ صید فکن قصد آهوان کند

چو تیر غمزه ی خونریز در کمان آرد

دل شکسته ی صاحبدلان نشانه کند

سپاه زنگ چو از چین بنیمروز کشد

شکنج زلف و بنا گوش را بهانه کند

هزار دل ز سر شانه اش فرو بارد

چو ترک سیم عذارم نغوله شانه کند

بدانکه مرغ دل خسته ئی بقید آرد

ز زلف تا فته دام و ز خال دانه کند

ازین قدر چه کم آید ز قدر و حشمت شاه

که یک نظر بگدایان خلیخانه کند

اگر بچرخ بر افشاند آستین رسدش

کسی که سرمه از آن خاک آستانه کند

کجا رسم بمکانت که پشّه نتواند

که در نشیمن سیمرغ آشیانه کند

چو بر زمانه بهر حال اعتمادی نیست

نه عاقلست که او تکیه بر زمانه کند

دل شکسته ی خواجو چو از میانه ربود

چرا ندیده گناهی ازو کرانه کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳آن خطّ شب مثال که بر خور نوشته اند
  2. شمارهٔ ۹۴خورشید را به سایهٔ شب درنشانده‌اند
  3. شمارهٔ ۹۵هر کو نظر کند به تو صاحب‌نظر شود
  4. شمارهٔ ۹۶بدشمنان گله از دوستان نشاید کرد
  5. شمارهٔ ۹۷نی ز دود دل پر آتش ما می نالد
  6. شمارهٔ ۹۸هم عفی الله نی که ما را مرحبائی می زند
  7. شمارهٔ ۹۹یاد باد آنک نیاورد ز من روزی یاد
  8. شمارهٔ ۱۰۰همرهان رفتند و ما را در سفر بگذاشتند
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.