پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۸

هم عفی الله نی که ما را مرحبائی می زند

عارفانرا در سراندازی صلائی می زند

آشنایانرا ز بیخویشی نشانی می دهد

بینوایانرا ز بی برگی نوائی می زند

اهل معنی را که از صورت تبرّا کرده اند

هر نفس در عالم معنی ندائی می زند

می سراید همچو مرغان سرائی وز نفس

هر دم آتش همچو باد اندر سرائی می زند

همچونی گر در سماعت خرقه بازی آرزوست

دامن آنکس بچنگ آور که نائی می زند

یکنفس با او بساز ار ره بجائی می بری

همدم او باش کو هم دم ز جائی می زند

گر نئی بیگانه خواجو حال خویش از نی شنو

زانک آن دلخسته هم دم ز آشنائی می زند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰همرهان رفتند و ما را در سفر بگذاشتند
  2. شمارهٔ ۱۰۱مرغ در راه او پر اندازد
  3. شمارهٔ ۱۰۲یاد باد آن شب که دلبر مست و دل در دست بود
  4. شمارهٔ ۱۰۳این ترک زنگاری کمان از خیل خاقان می رسد
  5. شمارهٔ ۱۰۴شام شکستگانرا هرگز سحر نباشد
  6. شمارهٔ ۱۰۵درد محبت درمان ندارد
  7. شمارهٔ ۱۰۶جادوئی چون نرگس مستت به بیماری که دید
  8. شمارهٔ ۱۰۷حدیث جان بجز جانان نداند
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.