پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱

مرغ در راه او پر اندازد

شمع در پای او سر اندازد

پسته ی شور شکر افشانش

شور در تنگ شکر اندازد

هر که چون افعیش کمر گیرد

خویش را از کمر در اندازد

گرد مه جادویش فسون در باغ

خواب در چشم عبهر اندازد

چون لبش عکس در قدح فکند

تاب در جان ساغر اندازد

نیم شب راه نیمروز زند

چون ز شب سایه بر خور اندازد

سیم پالای چشم ما هر دم

سیم پالوده بر زر اندازد

مردم بحر از آب دیده ی ما

جامه ی موج در براندازد

در هوای تو چون پرد خواجو

که عقاب فلک پر اندازد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۳این ترک زنگاری کمان از خیل خاقان می رسد
  2. شمارهٔ ۱۰۴شام شکستگانرا هرگز سحر نباشد
  3. شمارهٔ ۱۰۵درد محبت درمان ندارد
  4. شمارهٔ ۱۰۶جادوئی چون نرگس مستت به بیماری که دید
  5. شمارهٔ ۱۰۷حدیث جان بجز جانان نداند
  6. شمارهٔ ۱۰۸دلم بی وصل جانان جان نخواهد
  7. شمارهٔ ۱۰۹عاقلان کی دل بدست زلف دلداران دهند
  8. شمارهٔ ۱۱۰ای که هردم عنبرت بر نسترن چنبر شود
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.