پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰

همرهان رفتند و ما را در سفر بگذاشتند

از خبر رفتیم و ما را بی‌خبر بگذاشتند

بر میان از مو کمر بستند و این شوریده را

همچو موی آشفته بر کوه و کمر بگذاشتند

بر سر راه اوفتادم تا زمن بر نگذرند

همچو خاک ره مرا بر رهگذر بگذاشتند

شمع را در آتش و سوز جگر بگداختند

مرغ را با ناله و آه سحر بگذاشتند

بلبل شوریده‌دل را از چمن کردند دور

طوطی شیرین‌سخن را بی‌شکر بگذاشتند

پیشتر رفتیم و ما را نیشتر بر جان زدند

وینچنین با ریش و زخم نیشتر بگذاشتند

بی‌غباری از چه ما را خاک راه انگاشتند

بی‌خطائی از چه ما را در خطر بگذاشتند

کار خواجو زیر و بالا بود چون دور فلک

کار او را بین که چون زیر و زبر بگذاشتند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲یاد باد آن شب که دلبر مست و دل در دست بود
  2. شمارهٔ ۱۰۳این ترک زنگاری کمان از خیل خاقان می رسد
  3. شمارهٔ ۱۰۴شام شکستگانرا هرگز سحر نباشد
  4. شمارهٔ ۱۰۵درد محبت درمان ندارد
  5. شمارهٔ ۱۰۶جادوئی چون نرگس مستت به بیماری که دید
  6. شمارهٔ ۱۰۷حدیث جان بجز جانان نداند
  7. شمارهٔ ۱۰۸دلم بی وصل جانان جان نخواهد
  8. شمارهٔ ۱۰۹عاقلان کی دل بدست زلف دلداران دهند
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.