پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۹

یاد باد آنک نیاورد ز من روزی یاد

شادی آنک نبودم نفسی از وی شاد

شرح سنگین دلی و قصّه شرین باید

که بکوه آید و بر سنگ نویسد فرهاد

گر بمرغان چمن بگذری ای باد صبا

گو هم آوای شما باز گرفتار افتاد

سرو هر چند ببالای تو می ماند راست

بنده تا قدّ ترا دید شد از سرو آزاد

تا چه کردم که بدین روز نشستم هیهات

کس بروز من سرگشته ی بدروز مباد

گوئیا دایه ام از بهر غمت می پرورد

یا مگر مادرم از بهر فراقت می زاد

نه تو آنی که بفریاد من خسته رسی

نه من آنم که بکیوان نرسانم فریاد

تا چه حالست که هر چند کزو می پرسم

حال گیسوی کژت راست نمی گوید باد

ایکه خواجو نتواند که نیارد یادت

یاد می دار که از مات نمی آید یاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱مرغ در راه او پر اندازد
  2. شمارهٔ ۱۰۲یاد باد آن شب که دلبر مست و دل در دست بود
  3. شمارهٔ ۱۰۳این ترک زنگاری کمان از خیل خاقان می رسد
  4. شمارهٔ ۱۰۴شام شکستگانرا هرگز سحر نباشد
  5. شمارهٔ ۱۰۵درد محبت درمان ندارد
  6. شمارهٔ ۱۰۶جادوئی چون نرگس مستت به بیماری که دید
  7. شمارهٔ ۱۰۷حدیث جان بجز جانان نداند
  8. شمارهٔ ۱۰۸دلم بی وصل جانان جان نخواهد
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.